تمام روز خوابم را پاک می کنم
بیداری از ابهام دست بر نمی دارد
تو از سرم
سر و صدایی که بیدار می شوی
با مردمی که بلند بلند
راه می روند
این جمعیتی است درون من
با افکار متفاوت
ادعا می کنند بوسیده اند
ادعایی روشن
در اتاقی خاموش
گاه سکسکه ای مردم را بیدار می کند
با چهره هایی درهم
گاه خواب می روم در سکسکه ای
و می پرد
رنگ صورتی که داشته ام
و می پرد
روی صورتی که داشته ای
لبهایی خاموش
بر چهره ای روشن.